سرود بختیاری...

 

ای ایل ایلامی نشان ای    بختیاری..

ای بخت را یاری رسان ای    بختیاری

***

ای سرزمین کوروش ای میراث جمشید

ای رونمای باستان ای    بختیاری

***

ای پیر آیا پیرم ای شوشان آنشان

ای شهرت آنزانیان ای    بختیاری

***

ای بیشه ی شیران و شیرین آرزوها

ای شاهد شیرین زبان ای    بختیاری

***

ای غم کش و بر خو نیار ای سرزمینم

ای سرزمین جان فشانم ای    بختیاری

***

ای گرز غیرت بر دوشانت همچو رستم

ای پشتبان و پاسبان ای    بختیاری

***

ای خانه ی مشروطه خواهان وطن خواه

ای فاتح افشاریان ای    بختیاری

***

ای کار کرده مزد نگرفته به دوران

ای دست خالی کامران ای    بختیاری

***

ای سنگ زیر آسیاب هر سیاست

ای خاک طاقت پویمان ای    بختیاری

***

ای برد شیر روزگار ای دل پر از درد

ای یادگار دودمان ای    بختیاری

***

ای زرد کویت زادگاه زنده رودان

ای زندگی بخش از روان ای    بختیاری

***

ای خاک شیر و شور و شعر و شادمانی

ای غم خور غم خوارگان ای    بختیاری

***

ای کبک بهمن کوی بهمن نای بهمن

ای بغض هر آوازه خوان ای    بختیاری

***

ای خانه ی تمدار بیت حزن و شادی

ای میزبان میهمان ای    بختیاری

***

ای سرزمین افسر و پژمان و قیصر

ای افتخار آرمان ای    بختیاری

***

صد آرمان قربانت ای فرزانه فرهنگ

تا تو بمانی جاودان ای ***بختیاری***

ایل من ...

ایل من گر چه گرفتار سکوتی تو هنوز                وارث زاگرس واسب و بلوطی تو هنوز

ایل من گر چه جوان بودی و پیرت کردند               سهم تو شاه شدن بود وزیرت کردند



ایل من گر چه غرور تو سیاووشی بود                سالها نام تو در کنج فراموشی بود



ایل من گر چه به یک عربده لالت کردند              و ستم ها به تو و رستم زالت کردند



ایل من گر چه به ترفند فریبت دادند                    نام تحقیر به رفتار نجیبت دادند



ایل من گر چه درختان تو را دار زدند                   و کلاغان به عقابان تو منقار زدند



ایل من گر چه رهاندند پلنگت را هم                   وحشت آلوده گرفتند تفنگت را هم



ایل من گر چه تو را خانه نشین می خواهند        و برای تو شبی بد تر از این می خواهند



ایل من گر چه خزان ذوق بهارت را خورد              باد آمد همه ی دار و ندارت را برد



ایل من گر چه به طاغوت قیاست کردند               بارها خنده به اندوه لباست کردند



ایل من گر چه لقب های بزرگت دادند                 یوسفت کرده و هر بار به گرگت دادند



ایل من گر چه به تاریخ تو نیرنگ زدند                 تیشه بر ریشه ی اندیشه و فرهنگ زدند



ایل من در پی موسایی و آبت برده است             خوانده بر چینه خروسان و تو خوابت برده است



ایل من دشت گل و زرده و تارازت کو                    ترکه ات کو درکت کو دهل و سازت کو



گر چه چندیست در این ایل سیاوش مرده است     پشت خاکستر هر طایفه آتش مرده است



ایل من گاله بزن موسم دلتنگی نیست               ذره ای عاطفه در قلب علازنگی نیست



ایل من فتنه گران هفت و چهارت کردند                 آب در چاله ی این ایل و تبارت کردند



ابتدا در سر ما نور خرد را کشتند                         با همین شعبده سردار اسد را کشتند



ایل من جار بزن شیون و دندال بس است              داغ سهراب برای جگر سال بس است



ایل من حق تو غم نیست خدا می داند                پاسخ عشق ستم نیست خدا می داند



ایل من کوچ کن امشب همه را بر گردان                 چادر و اسب و رمه همه را برگردان
 


زندگی بی حرکت شور ندارد پوچ است                 آخرین راه نجات همه ی ما کوچ است

علی مردان خان در برابر جوخه اعدام

۱۹آذر سالروز شهادت بزرگمرد بختیاری علیمردان خان شهید مشروطه که نامی از آن در هیچ کجای تاریخ ثبت نشد تسلیت باد.

عکس: شهید علیمردان خان بختیاری

"گر ایرانزمین بختیاری نداشت / گمانم که از بخت یاری نداشت"

وگر مردمانش شناسند خویش / خدایا! چنین روزگاری نداشت!

اگر هفت و چارش شود یازده / به فردا جز امیدواری نداشت

وگر قوم لر را کند همرهی / به ایران کسی بیقراری نداشت

درست است که میهن پر از قوم هاست! / که بی آن همه خود قراری نداشت!

وگر لر نمی داشت ایرانزمین/ گمانم که از بخت یاری نداشت


علی مردان خان در برابر جوخه اعدام

دریغ آن سوار و جوانی او                  به رزم اندران کامرانی او

به خاک و به خون اندر افکند زار         جدا گشته زودست و برگشته کار

                      لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید.............

ادامه نوشته

وجه تسمیه ایل بختیاری به دو ایل هفت لنگ و چهارلنگ بختیاری

درآغاز کلام اینکه بختیاری از زمان شکل گیری ایلی متفق الشکل بوده و وجه تسمیه یا جدانمودی ایل بختیاری به دو ایل یعنی هفت لنگ وچهار لنگ درزمان حکومت صفویان تعیین شد که وجه تسمیه براساس بنیچه مالیاتی بوده واز آنجا که مالیات بختیاری بر اساس مادیان محاسبه می شده مالیات آنان براین مبنا شکل گرفت که بعداً همین امر به جدا شدن بختیاری به دو ایل هفت لنگ وچهارلنگ منجرگردید .

از این قرار که بنیچه مالیاتی تعیین شده برای ایل بختیاری سه مادیان بوده که با ازمیان برداشتن تاجمیرخان حاکم وقت بختیاری بسال ۱۰۰۸ ه ق (یادآوری میشود که ایشان بر اثر طغیان علیه حکومت شاه عباس صفوی ازحکومت بختیاری معزول میشود ولی بجای ایشان فرزندش میرجهانگیر خان برگزیده میگردد....).

و همچنین حکومت مرکزی به منظور ایجاد دوگانگی ونفاق ایل بختیاری را به پاره تقسیم مینماید، نیمی از ایل بختیاری راکه پر جمعیت تر بوده اند دو مادیان که شامل "هشت پا"بوده تعیین می نماید که یک پا رابه ایشان تخفیف میدهد بدین سان ایل هفت لنگ بختیاری نام میگیرد ونیم دیگر راکه کم جمعیت تر بوده اند یک مادیان که همان "چهار پا" میباشد برایشان مالیات قرار میدهد که ایل چهار لنگ بختیاری شکل میگیرد وبنا بر تصمیمات گرفته شده ازطرف حکومت وقت جهت جدا نمودن و یا همان نفاق بین بختیاری به دو ایل هفت لنگ وچهار لنگ تقسیم میگردند.....ضمناً در زبان بختیاری "لنگ "به معنی پا میباشد .

پایان حکمرانی ایلی بختیاری توسط رضا شاه

پایان حکمرانی ایلی بختیاری توسط رضا شاه

به سلطنت رسیدن رضاخان پهلوی در چهارم اردیبهشت ماه (1305 ه. ش ) در ایران ،بختیاریها را با وضعیت بی سابقه ای روبرو ساخت، که سرانجام منجر به تضعیف نظام ایلی ،از دست دادن نقش سیاسی در سطح مملکت و بالاخره متلاشی شدن تشکیلات قبیله ای و کاهش محدوده ی آنها گردید.

 در این زمان سیاست خارجه انگلیس بر این قرار گرفت که در ایران یک قدرت مرکزی به جای حکومت ضعیف قاجار و حکومتهای غیر رسمی و خود مختار محلی (مانند بختیاری ) بوجود آید . با به وقوع پیوستن حادثه ی شلیل در سال (1922) میلادی مطابق با (1301خورشیدی )دولت وقت عملاً بهانه ی سرکوب و حذف بختیاریها را بدست آورد.

 سردار ظفر بختیاری در خصوص حادثه ی شلیل می گوید :

سردار سپه وزیر جنگ [رضاخان] سیصد نفر نظامی برای خوزستان که از راه بختیاری بروند خوزستان ،نظامیان آمدند دهکرد ...علی الجمله نظامیان از شلمزار گذشتند بی اینکه کسی را نزد خوانین بفرستند و خبر کنند که در خاک شما آمده ایم و می خواهیم برویم خوزستان ،خوانین را خون ایلیت بجوش آمد ... مشورت کردند و گفتند :چون نظامیان بی اعتنایی و اهانت به ما کردند ،نباید بگذاریم سالم از خاک بختیاری بگذرند ،یکی از جمله خوانین هم من بودم که رای دادیم که بفرستند سر راه بر آنها بگیرند و تمام آنها را خلع سلاح کنند ولی کسی را از نظامیان نکشند .

خوانین هم دو نفر...که یکی آگودرز احمد خسروی گماشته سردار فاتح بود و دیگری میرزا حسینقلی یتیم منشی امیر مجاهد بود مامور کردند سرپل شالو را بگیرند و به اسم بهمئی ها نگذارند نظامی ها بگذرند . در این بین من وقایع را به امیر حسین خان نوشتم او در جواب نوشت ابداً اقدام به چنین کاری نکنید .

             لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید...............

ادامه نوشته

زبانزدهای بختیاری

حورِ سُهر مینِت خُمِه کَشت و بیرینِت مردُمِه: توش خودم را کشت و بیرونش دیگران را ،ظاهر فریب

بالا جام نی دوون هم نی نشینُم : کنايه از افرادی که به چیز کم قانع نیستند و زیاد هم گیرشان نمی آید.

بید اَر تَهلِه سایهِ س شِرینه:درخت بید اگر ثمری ندارد ولی سایه ی خوبی دارد.کنایه از اینکه اگر  خصلت بد را می بینی صفات خوب را هم ببین.

تا نبوهه امر حق نیوفتِه بَلگِ درخت: همه کارها با خواست خداست.

آسیَو دِرادره لوینِه کِپنِه : شمالی ها می گویند هِنه بَزو (یکی هیزم می شکند و دیگری می گوید هن.): یکی کار انجام می دهد دیگری نفس نفس می کند.

بُز که اجَلِس اِگَردِه نونان شونِ اِخوره : مصداق میخ به تابوت خود زدن .کاری که عاقبت بدی دارد انجام دادن.

بِنگشتِه بُردن باغ بهشت گُ ولات ولات: بهترین جا هم که باشی هوای وطن می کنی.

                   لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید..........

ادامه نوشته

شاعران بختياري(فارسي سرا)

خوانش شعر بختياري از شاعران (فارسي زبان همتبار)كه كمتر به شعر بومي پرداخته اند:

پژمان بختياري:

اي به قربون تو بي عشق تو جون سي چِنُمه        اَركفِ پاته نبوسُم مو دُهون سي چنُمه

مو نَمَهنُم تو بِمَهني كه مو خارُم تو گُلي              جون تويي اَر تو نَبوي وام،ديه جون سي چنُمه        

اَر نَگُم دردِته چينام كه تو اميد مُني                     سي چه كَر كَر بكُنُم وا كَس و جون سي چنُمه

اَر تو شُل شُل نكُني وا كَد و بالا مِنِ مال               بِهلُمي كُه بِگِرُم مال و بُهون سي چِنُمه

مَچِد ايرُم كه دعا وُر تو و جونِ تو كُنُم                     اَر نَه سجاده و تسبيح و قُرون سي چنُمه

به زمين و به زمون جا نَگِرِهدُم چه كُنُم                بي گُل ري تو زمين سي چه زمون سي چِنُمه

تير‍ مِرزِنگِ تونه خَردُم و رهدُم به جريت                 هي كُرِ زال بگو تير و كمون سي چنُمه

             لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید............

ادامه نوشته

شاعران بی کتاب بختیاری

شاعران بختیاری در سال های اخیر بسیار حرفه ای پیش رفته اند و شعر بختیاری را پابه پای شعر فارسی و با همان سبک و سیاق امروز می سرایند و این خود نویدی است برای زبان(گویشی ) که خطر نابودی تهدیدش می کند.

دوستان و شعرای (فعلا) بی کتاب همتبارم را که می شناسم برایتان معرفی می کنم:اگر دوستی را معرفی نکرده ام دلیل عدم شناخت من بوده شما خواننده ی گرامی می توانید در معرفی دیگر دوستان مرا یاری دهید.

        لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید...........

ادامه نوشته

قانون گرفتن مالیات از بختیاریها در گذشته

براساس سنتی که در ایل وجود داشته گردش حکومت به‌وسیله مالیات سرانه ای بوده است که از دام داران می گرفتند ، اقتصاد حکومت خان ها براساس همین مالیات بود.

 این مالیات بر اساس میزان تولید فرآورده های دامی به نوع مراتع و وسعت آن و تعدا دام و تعداد نفراتی که در ایل قدرت کارایی در امر تولید دام و پرورش آن را داشته اند بستگی داشته ، همه بختیاری را از لحاظ گرفتن مالیات به دو بخش تقسیم کرده بودند.

لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید..........

ادامه نوشته

تشکیل مثلث اتحادکریم خان زند با علیمردان خان و ابوالفتح خان بختیاری

کریمخان زند وکیل الرعایا (۱۱۹۳ – ۱۱۶۳ ه.ق):
از سوابق زندگی خان زند تا سال ۱۱۶۳ ه.ق. که جنگ های خانگی بازماندگان نادر شاه بی کفایتی آنان را برای مملکتداری آشکار ساخت و آن عرصه را برای ظهور قدرت های جدید مستعد گردانید، خبری در دست نیست. به دنبال اغتشاشات گسترده و عمومی این ایام خان زند به همراه علی مردان خان بختیاری و ابوالفتح خان بختیاری اتحاد مثلثی تشکیل دادند و کسی را از سوی مادری از تبار صفویان بود را به نام شاه‌اسماعیل سوم به شاهی برداشتند. ولی چون هیچ یک از آنان خود را از دیگری کمتر نمی‌شمرد، ناچار به نزاعهای داخلی روی آوردند.

(  لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید ......... )

ادامه نوشته

مردم میهن ما

ایل

اگردرس های کلاس اول راخوب خوانده بودیم شایدامروز دچاراین همه بدبختی وگرفتاری وبیهوده گی نمی شدیم وحتما بهتر قدرهمدیگررامی دانستیم ارزشهای میهن مابهترین ارزشهای جهاننداین روزهاچقدرجای این درسها برای بزرگترها خالی است گفتم یادی کنم ازاون روزها تا دوباره آبادکنیم این روزهای سخت وتنهایی را این روزهای جدایی ونفرت، کینه وجدل وخودخواهی راتاشایدبرگردیم به صداقت،صبوری،شهامت،گذشت ،محبت،مهر وهزاران واژه زیبای فراموش شده دیگر

عليمردان خان بختياري

در سپيده دم يكي از روزهاي اسفند 1313 حياط زندان قصر فضاي غم انگيزي بخود گرفته بود.در وسط سنگ فرش حياط چوبه داري ديده مي شد.كه در فاصله معيني تعدادي نظامي مسلح در حاليكه تفنگهاي خود را اماده شليك مي كردند جهت اجراي ماموريت مرگباري صف كشيده بودند.محكوم به مرگ كه كسي جز عليمردان خان بختياري نبود در حاليكه به تعبير بزرگ علوي جامه اي زيبا بر تن كرده و سر و رويي اراسته داشت با گامهاي بلند و استوار حلاج وار بدون انكه ذره ئي ترس در وجودش داشته باشد به قتلگاه نزديك مي شد و در حقيقت او مي رفت تا شهادت مظلومانه ي خود را بر صحيفه ي ر‍ژيم ديكتاتوري رقم زند.

سيد جعفر پيشه وري از قول يكي از زندانبانان كه شاهد اعدام ان سر كرده دلير بختياري بود مي نويسد: در اخرين لحظاتي كه ميخواستند وي را به چوبه دار ببندند كلاه پهلوي خود را به نشان نفرت از رژيم پهلوي مچاله كرد و دور انداخت و صداي رسايش كه مي گفت زنده باد ايران و ازادي با صفير چند گلوله خاموش شد و لحظاتي بعد جسد بيجان مردي كه دلي چون شير و عزمي پولادين داشت و در ميدان هاي جنگ هيچ رزمنده اي پشت او را نديده بود دمر بپاي چوبه دار بر زمين در غلطيد.


نسيم صبحگاهي پيكر بخون خفته سر كرده دلير بختياري را نوازش مي داد.افتاب از پشت قله بلند سفيد پوش دماوند در ميان هاله رقيقي كه رنگ زردفامش را به سرخي متمايل كرده و گويي رخسارش را با خونگرم روي سنگفرش حياط زندان قصر خضاب بسته اند با طمانينه و وقار گردن ميكشيد و ميخواست با ان چهره ي خون بسته صحنه جنايت خونيني را كه بدست دژخيمان ايرم ساعاتي پيش در تاريكي شب بوقوع پيوسته بود برملا سازد.

اعدام مظلومانه عليمردان خان بختياري به همان اندازه كه در محوطه ي كوچك زندان قصر تاثر زندانان را بر انگيخت به همان اندازه هم در قلمرو بختياري و مناطق همجوار تاثير عميقي بر جاي گذاشت.
مردان جامه دريدند و ديرك بهونها را پايين كشيدند زنها موي بريدند و مويه كردند شعرا در رثا. او مرثيه ها سرودند و اهنگ سازان ترانه شير عليمردان را ساختند و هنوز هم كه هفتاد سال از مرگ ان سردار رشيد بختياري مي گذرد چوپانان در دشتهاي سرسبز بختياري و زنان در كنار چشمه ساران هنگام شستن لباس ويا پر كردن مشكهاي اب و مردان در اجتماع شبانه ي خود در زير سياه چادر ها هر وقت فرصتي بدست مي اورند با صداي خوش و حزن انگيز و گاهي هم با اهنگ موزون ني بياد ان رادمرد دلير مي خوانند:

تفنگ عليمردون هم باز صداكرد سرهنگ كله پوستي هنگ بلا كرد
تفنگ عليمردون هم باز قرمنيد سرهنگ كله پوستي چادر رمنيد
بي عروس كل ازنه كل بساكي سنگران خين گرد تا كفت خاكي
بي عروس تو كل بزن كل بساكي تفنگچي زه مم صالح سوار زه راكي
شمشير عليمردون طلاي بي غش به زمين برچ ازنه به استمون تش
نظامي كله پوستي لنگا ملاري ني تري جنگ بكنيوا وا بختياري
طياره بال بال كنه سر كه فردون شمشيرم به گل زنم سي كل ايرون
دودر گل سي كشتنم پلا بريدن گويلم زداغ مو پاي كمر بريدن
بالونا بالا هوا بال ا تنيده ددويل محمد علي پلا بريده
كجه تيپ كجه سپاه كجه فراشم ره بدين دام و ددوم بيان سر لاشم
بيست و چار تير خردومه هني بهوشم ليكه ي دام و ددوم اويد به گوشم
سر تنگ تاته تنگ تانك و زره پوش مابين شال و قوا خين ازنه جوش


((برگرفته از اثار استاد مهراب اميري ))

موسيقي ايل درچنبره تهاجم

درصدي از جمعيت پانزده استان كشور را جمعيت كوچ رو و اسكان يافته‌ي عشايري تشكيل مي‌دهد. يكي از پرجمعيت ترين ايلات كشور ايل بختياري  است؛ ايلي كه بدون اغراق و گزافه گويي، از تاريخ و فرهنگ درخشان برخوردار بوده است.

 مردم نجيب و شجاع اين ايل، سال‌ها ست كه در قلمرو جغرافيايي استان‌هاي اصفهان، خوزستان، چهارمحال بختياري، لرستان و ... زندگي مي‌كنند.

اگرچه درحال حاضر بيشتر مردم ايلات به مقتضاي زمان و شرايط سياسي ـ  اجتماعي  در روستاها و شهرهاي كوچك و بزرگ سكني گزيده‌اند؛ اما هنوز باورها و اعتقادات، آداب و سنن و مظاهر زيباي فرهنگي، در بين اغلب خانواده‌هاي عشايري همچنان استوار و پابر جاست.

بدون شك دست آوردهاي نوين علمي، گسترش روز افزون رسانه‌‌هاي گروهي، مشتركات زيست محيطي و لزوم همگرايي با جامعة شهري، فرزندان  اين قوم  را نيز تحت تأثير جدي قرار داده است.  تغيير لهجه يا گويش، دگرگوني لباس، تجدد گرايي خانواده ها و بروز الگوهاي جديد رفتاري، از نمودهاي بارز اين تاثيرپذيري است.

                 (  لطفإ ادامه مطلب را مشاهده کنید .........  ) 

ادامه نوشته

پژمان بختياري

حسين پژمان بختياري در سال ۱۲۷۹ شمسي در تهران زاده شد. پدرش عليمرادخان از بختياريها بود و مادرش عالمتاج زني دانشمند و صاحب ذوق از نوادگان ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني که شعر نيکو مي گفت و ژاله تخلص مي کرد. پژمان تحصيلات خود را در تهران به پايان برد و با ادبيات فرانسوي کاملاْ آشنا شد. گذشته از تحصيلات ادبي, فن تلگراف بي سيم را هم فراگرفت و به همين علت به استخدام وزارت پست و تلگراف در آمد.
پژمان از آغاز جوواني به شعر و ادب علاقه مند بود و اوقات به مطالعه ديوانهاي شاعران صرف مي کرد. کتاب بهترين اشعار گردآورده پژمان که نخستين بار در سال ۱۳۱۲ شمسي چاپ شد از ذوق و حسن انتخاب او حکايت مي کند. چاپ منقحي از ديوان حافظ نيز که به کوشش او منتشر شده از چاپهاي مهم و طرف توجه است. حسين پژمان علاوه بر اين چند کتاب از فرانسه به فارسي ترجمه کرد که از آن جمله است: وفاي زن اثر بنيامين کنستان و آتالا و رنه از شاتو بريان. وي به سال ۱۳۵۵ شمسي در گذشت.
پژمان در شعر شيوه پيشينيان را مي پسنديد و از آنان پيروي مي کرد. بيشتر در قالبهاي قصيده, غزل و مثنوي شعر گفته و در سرودن قطعه و رباعي و برخي ديگر از قالبهاي شعري هم دست داشته است. پژمان به مثنوي سرايي علاقه اي خاص داشت. در شعرش مضامين و مفاهيم اجتماعي و عاطفي بسيار است. ديد مستقل شاعرانه و پرواز خيال او در شعر دودکشها که در قالب چهار پاره سروده شده, در نظر منتقدان وی را با ويليام بليک شاعر و نقاش سده نوزدهم انگلستان قابل مقايسه کرده است. شعر دود کشها با اين بند آغاز ميشود:

 

دودکشها بر فراز بامها هر نفس آهي زدل بر مي کشد
و زدهان قير گونشان دودها زاغ وش بر آسمان پر مي کشند
زبان پژمان نرم و غزلي و بروي هم ساده و نزديک به فهم است.

 

 

در کنج دلم عشق کسي خانه ندارد کس جاي در اين خانه ويرانه ندارد
دل را به کف هر که دهم باز پس آرد کس تاب نگهداري ديوانه ندارد
در بزم جهان جز دل حسرت کش مانيست آن شمع که ميسوزد و پروانه ندارد
دل خانه عشقست خدا را به که گويم کارايشي از عشق کس اين خانه ندارد
در انجمن عقل فروشان ننهم پاي ديوانه سر صحبت فرزانه ندارد
تا چند کني قضيه اسکندر و دارا ده روزه عمر اين همه افسانه ندارد

...............................................................................................................................

به پيرامن كوهساري بلند                                      دياريست پرمايه و ارجمند
ده و بيشه و دشت و آب روان                               زميني چو خورشيد روشن روان
گران بار كوهي بلند اختري                                  سپهر افسري ايزدي گوهري
زيك سو به ماهي فرو هشته يال                            وز آن سوي بر ماه گسترده بال
همانا كه آن مرز مينو سرشت                              بود لختي از خاك خرم بهشت
گريبانش از گوهر آكنده است                               عبيرش به دامن پراكنده است
در آن سرزمين كرده جاي نسشت                          نژادي جوانمرد و "ايران" پرست
دلير و گرانست و پولاد خاي                                سرافراز و با نام و جنگ آزماي
گه آشتي آب آتش نورد                                       چو درياي آتش به گاه نبرد
سواران شير افكن پيل تن                                   پدر بر پدر گرد و شمشيرزن
همه از در فر فرماندهي                                     پديد آورد روزگار بهي
گروهي چو خورشيد روشن گرا                            تباري زخورشيد روشن ترا
مر آن مرز را "بختياريست" نام                         كه بادش جهان رام و گردون به كام
گر ايران زمين، بختياري نداشت                          برانم كه از بخت ياري نداشت
همه مردمش گرد و شير اوژنند                           تو گوئي مگر كوهي از آهنند

                                                                                                 

                                            پژمان بختياری

ویژگیهای فرهنگی ایل بختیاری

بختیاری همراه با سنت‌ها و شیوه‌های خاص زندگی، به تنهایی یکی از جاذبه‌های بی‌نظیر و چشم‌گیر منطقهٔ بختیاری است. زندگی ایلی با الگوی سکونت و آداب و رسوم ویژه، مورد علاقهٔ گردشگران داخلی و خارجی است. این جاذبه علاوه بر آن که بازدیدکنندگان عادی را به سوی خود جلب می‌کند، می‌تواند مورد توجه دانشجویان و دانش پژوهان علوم اجتماعی و انسانی قرار گیرد.

یکی از دیدنی‌های جالب توجه استان چهارمحال و بختیاری کوچ ایل بختیاری است. اگر چه در دهه‌های آغازین قرن حاضر گروه‌های بسیاری از ایل بختیاری نیز همانند سایر ایلات و عشایر ایران ” تخته قاپو“ (یکجانشین) شدند.......

کوچ ایل بخیار

   (   ادامه مطلب را مشاهده کنید.......  )

ادامه نوشته

اسامی بختیاری

نام هایی که برای کودکان خود انتخاب می کنیم ریشه در فرهنگ، منش و طرز تفکر ما دارد. در فرهنگ بختیاری با توجه به شرایط اقلیمی، سبک زندگی، باورداشتها، ویژگی های فرهنگی، ارزشها، و در کل جهان بینی افراد نامگذاری کودکان توسط پدربزرگها و مادربزرگها و یا بزرگ طایفه (به لحاظ جایگاه بزرگان در فرهنگ و زندگی اقوام)، با سنجش همه ی جوانب زندگی ایل و خانواده در آن برهه ی زمانی و شرایط اقلیمی انجام می شده است.

استفاده از اساطیر، نمادها، نام مکان ها و مخصوصا کوهها، نام های درختان و گل ها و روزها و… در نام های کودکان مشهود است. همچنین توجه به موقعیت کودک در خانواده هنگام نامگذاری مورد نظر بوده است مثلا اینکه فرزند چندم باشد. آن خانواده پر دختر یا کم پسر باشند. استفاده از سمبل، تشبیه به عناصر طبیعت، و در عین حال در اکثریت نام ها تشخص و ارزش دادن به کودک به گونه ای که در بزرگسالی از شنیدن نام خود خجلت زده نشود. توجه به مفاهیم و ارزشها و به هر صورت با مسما بودن اسامی مد نظر مردمان بختیاری بوده است.

اسامی بختیاری

               (    لطفا  ادامه مطلب را مشاهده کنید ......  )

ادامه نوشته