زبانزدهای بختیاری
حورِ سُهر مینِت خُمِه کَشت و بیرینِت مردُمِه: توش خودم را کشت و بیرونش دیگران را ،ظاهر فریب
ادامه نوشته
بالا جام نی دوون هم نی نشینُم : کنايه از افرادی که به چیز کم قانع نیستند و زیاد هم گیرشان نمی آید.
بید اَر تَهلِه سایهِ س شِرینه:درخت بید اگر ثمری ندارد ولی سایه ی خوبی دارد.کنایه از اینکه اگر خصلت بد را می بینی صفات خوب را هم ببین.
تا نبوهه امر حق نیوفتِه بَلگِ درخت: همه کارها با خواست خداست.
آسیَو دِرادره لوینِه کِپنِه : شمالی ها می گویند هِنه بَزو (یکی هیزم می شکند و دیگری می گوید هن.): یکی کار انجام می دهد دیگری نفس نفس می کند.
بُز که اجَلِس اِگَردِه نونان شونِ اِخوره : مصداق میخ به تابوت خود زدن .کاری که عاقبت بدی دارد انجام دادن.
بِنگشتِه بُردن باغ بهشت گُ ولات ولات: بهترین جا هم که باشی هوای وطن می کنی.
لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید..........
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۱ ساعت 20:16 توسط رامین جمشیدوند
|
با سلام