نشانگان ادیان باستان در بختیاری

مولانا جامی می فرمایند:

در كون و مكان نیست بغیر از یك نور    ظاهر شده آن نور بانوار ظهور

حق نور و تنوع ظهورش عالم              توحید همین است دگر وهم و غرور

       روند رو به رشد تكنولوژی، ملت هایی را كه با فرهنگ خود  بیگانه باشند را به ماشین بدل می كند و این خطر بزرگی برای بشریت است . هر قومی كه فرهنگ و هنر خود را فراموش كند خطر زوال و تباهی آن را در بر می گیرد و از خود بیگانه می شود و بقول مرحوم شریعتی دچار الیناسیون فرهنگی می گردد. شناسنامه هر قومی ،تاریخ ،تمدن و فرهنگ آن قوم است . ایران ، از خواستگاه فرهنگ و تمدنی غنی و سرشار بر خوردار است به نوعی كه نویسندگان ادوار باستان كه اكثر از كشورهای بیگانه اند از فرهنگ و تمدن ایران چیزی می نگاشتند تا حرفی برای گفتن داشته باشند انگار اگر در مورد ایران نمی نوشتند ، نوشته آنها كاستی داشت زیرا گم شده خود را در لابلای این دایر‌ه المعارف عظیم  فرهنگی غنی كه سر چشمه عشق به زیبائی ، راستی ،درستی و نیكی است می توانسند بیابند .زمانی كه كشورهای جهان در حال جدال با چند الهه ای و چند خدائی بودند و انسان را قربانی می كردند ،در ایران یكتا پرستی با ارزشهای عالی و اصول اخلاقی حكمفرما بود .در این باره هرودوت می گوید: پارسیان را رسمی نیست كه برای خدایان خود تندیسه بسازند.

      انسان شناسان وجود انسانهای نئاندرتال را بیش از هزاران سال و انسانهای كرومانیون را 10تا40هزار سال پیش تخمین زده اند . انسان  در بدو پیدایش ،به موجودی بر تر كه خالق هستی بوده پی برده واین مسئله ذهن جستجو گر این موجود دیرین را به تلاش و تكاپو وا می داشت و خواهان پرده برداری از این راز بزرگ بوده است . پس از تدبر و تفكر در حقایق عالم هستی اعم از قوای طبیعت، ارواح و دگر مظاهر هستی دایره دید خود را وسعت بخشید . كم كم آئین ها و ادیان مختلف بر اساس مقتضیات زمان و عقل و فهم و بر داشت اقوام شروع به شكل گیری نمود كه بعدها به دو دسته ادیان الهی و غیر الهی تقسیم شدند.

    جان بی ناس نویسنده تاریخ ادیان می گوید : دین نتیجه كوشش اندیشه انسان ،برای دستیابی به نوعی احساس امنیت در جهان است و اعتقاد به خدا در ادیان برتر موجب می شود كه مردم خود را در این جهان همچون مسافری غریب پندارند و مسكن واقعی خود را در آسمان بدانند. 

گوته می گوید : دین گونه ای سپاسگزاری است.انسان سپاسگزار خویش است به همین دلیل به خدا نیاز دارد.

دهخدا نیز دین را این گونه معرفی می كند : دین، آئین ، كیش، نام روز بیست و چهارم از هر ماه است و نیز نام یكی از ایزدان زرتشتی است كه نگهبان همین روز می باشد.

در سانسكریت ، دئنا آمده و در گاتهای زرتشت ، دین به معنی كیش ،خصایص روحی ، تشخص معنوی و وجدان بكار رفته است و به معنی قوای پنجگانه باطن انسان است.

آقای پرویز مرزبان در كتاب خلاصه تاریخ هنر می فرمایند: از دوره پارینه سنگی در نجد ایران ، در كاوش غاری در ;تنگ پَبده;[ در كوههای بختیاری شمال شرقی شوشتر ]ابزارها و سلاحهایی از سنگ ناصاف [چكش ،پیكان ، تیغه و تبر سنگی ] و در نواحی ;همیان ، میر ملاس ، دوشه; از توابع لرستان ، تصاویر جانوران و آدمیان منقوش بر صخرههای قائم به رنگهای سیاه و زرد و سرخ یافت شده است كه قدمتشان به حدود پانزده هزار سال قبل از میلاد می رسید.  وقتی ملتی تا حال كه ثابت شده سابقه سكونت و تمدنش تا این مدت طویل باشد پس سابقه دین داریش نیز بدین درازنای خواهد بود.

 با توجه به نوشته ساموئل نیبرگ در كتاب دین های ایران باستان از آئین و دین های بسیار كهن كه در پهنه ایران فرهنگی تاكنون شناخته شده یكی آئین زروانی است ، زروان نام خدای زمان در زبانهای ایرانی است . خدایان زمان به صورت ابتدائی خود در همه جا در دینهای ابتدائی دیده می شوند و غالباً جای ویژه ای در میان خدایان دارند. خدای زمان در ماد پرستش می شده و بالاترین خدایان است. مرحوم دهخدا نیز در لغت نامه، زروان را در ردیف دیگر ایزدان نام برده و از آن فرشته بیكران زمان را اراده كرده است.

كیش یا آئین رمز و راز آلود دیگری كه بر جای مانده،مهر پرستی است كه با عناوین ، میترائیسم ، میترا و...یاد می شود . در این مورد دهخدا نوشته اند : مهر یكی از بغان یا خداوندگاران آریائی یا هند و آریائی پیش از روزگار زرتشت است. در فرهنگهای فارسی دیگر مهر را فرشته ای دانسته كه موكل است بر مهر،محبت و تدبیر امور.

شاید قدیمی ترین سندی كه از این دین ایرانی  میترا  نام می برد كتاب ریگ ودا باشد كه زمان سرایش آن به هزاره سوم تا ششم پیش از میلاد بر می گردد. هندوها معتقدند كه این سرودها منشاّ الهی دارد و به نیاكان آنها وحی شده است . جالب است بدانیم كتابهای دینی ادوار گذشته اعم از ریگ ودا ، گاتها ، مزامیر داود ، سرود های سلیمان همه بصورت منظوم سروده شده اند.

در كتاب جامع ادیان  جان بی ناس نوشته اند ، در كتیبه ای كه از زمان و عصر حیتها (1400تا 1300قبل از میلاد ) در آسیای صغیر كشف گردید اشارتی به میترا آمده است و او رامیدراشیل  نام می برد كه ظاهراً معبود طوایف میتائی یعنی قبائل آریائی ساكن كوهستانهای شمال عراق بوده است . میترا نزد سایر آریانهای ایرانی نیز حرمتی بسیار داشته است. او را خدای جنگ و روشنائی می دانسته اند و به همین سبب یونانیها و رومیها او را خدای آفتاب گفته اند به هر حال میترا مظهر پاسداری و ایمان بوده است و در یكی از نغمات (یشت ) در خرده اوستا از میترا مانند خدایی كه پادشاهان قبل از آغاز جنگ نزد او نماز می برده اند یاد شده است.

      میترا در اوستا به معنی نیرو دهنده و نگهدارنده روشنائی است. مهر و تركیبات مختلف آن نزدیك به 120بار در یشتها ،وسپرد،یسنا،وندیداد و خرده اوستا تكرار شده است .مهر یشت یكی از بلند ترین و شیواترین یشت های اوستاست كه دارای 35كرده و 146بند می باشد.استاد جلیل دوستخواه در دوره دوجلدی گزارش و پژوهش اوستا می فرمایند:     یكی از بزرگترین ایزدان و مینویان در اساطیر كهن هند و ایرانی كه در بخشهای پسین اوستا دیگر باره اهمیت ویژه ای می یابد مهریشت دهمین یشت اوستا است. 

        می دانیم كه به پیشوایان و روحانیان دین مهر مغ می گفتند و همین مغان نخستین كسانی بودند كه آیین زرتشت را پذیرفتند و اشاعه و گسترش دادند .بنابر این باید تاّثیر ادیان و آداب و عادات و رسوم آنها را از یكدیگر و اختلاط و آمیختگی آنها را از نظر دور نداشت.

      كیش مهر بنا به روایت تاریخ هزاران سال پیش از ایران شروع به نشر نمود و آسیا و اروپا را در نوردید و تا شمال آفریقا گسترش یافت آنچنانكه معتقدند مسیحیت از دل این آئین سر بر آورده وجوه اشتراكات كیش مهر و آئین مسیح بدین شكل بارزند.

1-    بكر زائی مهر و مسیح ( ع).

2-    تعطیلی یكشنبه (سان دی روز خورشید ) كه تولد مسیح است با خورشید پرستی .

3-    تولد مهر در غار و مسیح در دالان ( هر دو در جای تاریك ).

4-    تولد هر دو در شب یلدا.

5-    میترا هنگام تولد جام شراب در دست داشته و قداست شراب در مسیحیت.

6-     میترا در پایان جهان به این عالم باز می گردد تا جهان را پر از عدل و داد كند و اشخاص صالح و درستكار را از اشخاص گناهكار جدا كند و مسیح نیز در پایان جهان به این دنیا باز خواهد گشت.

7-    عبادت در مقابل روشنی ( شمع در كلیسا و روشنی در مهرابه های مهر پرستی).

8-    هفتمین مرحله از آئین مهر پدر  است كه لقب روحانیان مسیحی است .

9-    وجوه اشتراكات فراوان در اساطیر آئین مسیح و مهر پرستی

.....

    جای پای مهر پرستی در سایر ادیان آسیائی و خاور دور نیز پیداست . هر كدام از ادیانی كه آمده صفات قابل قبول را از دیگری اخذ نموده و به نوعی آن را كامل كرده است وقتی این آئین در كشورهای بیگانه این همه وجوه اشتراك داشته باشد در خواستگاه و زادگاه خود ایران نیز باید دارای اشتراكات زیادی باشد بنابر این تعدادی از نشانگان باز مانده در مناطق بختیاری- و شاید در مناطق دیگر - را كه به چشم می خورد، فهرست وار عنوان می كنیم .

1-    آنچه مسلم است عدد هفت در میان ما جایگاه ممتازی دارد ( هفت اختر ، هفت طبقه زمین، هفت طبقه آسمان ، هفت كشور ، هفت اقلیم ، هفت مرحله عشق ، هفت خوان ، هفت سین ، هفت روز هفته ، هفت روز در گذشته اموات ، و...)ریشه تقدس هفت در دین مهر هویداست مراحل هفت گانه این دین  شامل : 1- كلاغ 2-همسر 3- جنگ یا سرباز 4-شیر 5-پارسا6-خورشید 7-پدر.همچنین شرایط شرف به دین مهر هفت مرحله بدین قرار دارد.1- سن بلوغ 2- شجاعت و توانائی داشتن 3- راز داری 4- ایمان راسخ به خداوند 5- انجام غسل 6- زندگی مستقل 7- خال كوبی كردن دست و پیشانی.

2-    وجود شیر سنگی روی قبور، ضمن رساندن شجاعت ، یكی از مراحل هفتگانه تشرف به دین مهر و

چهارمین مرحله از مراحل هفت گانه سلوك در این كیش است كه آخرین مقام در پرورش جسمی رهروان بوده است .

3-    خال كوبی دست و صورت كه هم اكنون نیز بخصوص در بین زنان بختیاری رایج است هفتمین مرحله از شرایط تشرف به آئین مهر پرستی است . ( شاید بتوان گفت تاتو در شكل جدید.)

4-    رنگ سبز یكی از عناصر مقدس در آئین مهر پرستی است مقایسه شود با ایمان و باور قلبی به رنگ سبز در مناطق بختیاری  .

5-    بالاترین و عالی ترین مدارج روحانی در آئین میترا مقام پیری بوده كه نماینده مهر در روی زمین است . در مناطق بختیاری نیز به بقاع متبركه پیر می گویند . حتی پوشیدن لباس سفید نیز از نشانگان خود میترا و آناهیتا است شاید پوشیدن كفن سفید علاوه بر دلیل علمی آن كه بدن انسان از هفتاد در صد كربن تشكیل شده كه ماده قابل اشتعالی است پوشاندن كفن سفید برای جذب نور است تا مانع شعله ور شدن جسد گردد از نشانگان آن آئین باشد .  

6-     محترم شمردن قوچ و عزیز بودن آن و نمود این حیوان در ضرب المثلها ( مگر قوچ برایش سر بریدی؟ ) نقش قوچ در امكنه باز مانده و گذاشتن شاخ قوچ شكاری بالای ساختمانها .

7-    ستاره مشتری در میترا پرستی نشانه مهر و مظهر كمیابی است . در بختیاری معتقدند اگر سیارات زهره و مشتری از كنار هم عبور بكنند بیننده هر خواسته و آرزوئی كه داشته باشد بر آورده می شود .

8-    علاوه بر رنگ سبز، رنگ آبی نیز از نشانگان میترائیسم است . استفاده از مهره های آبی رنگ كه به سبز مهره معروفند علاوه بر دلیل علمی خاصیت خنثی كنندگی انرژی نگاه (چشم زخم ) جهت تزئین در منزل و.... از بازمانده آن نشانه هاست .

9-    هخامنشیان ماه را بیشتر به شكل هلال و گاه بشكل بدر (ماه پر ) به این خدا منسوب می داشتند و از عناصر چهارگانه آب را بنابر این نگاه كردن به كاسه آب و دیدن شكل هلال ماه در آن اول هر ماه به نشانه خیر و بركت از رسومی است كه در بختیاری بر جای مانده است .

10-   یكی از ساده ترین صورت های تحول عقاید در طول زمانی دراز از مبادی پرستش ارواح بوده است . این پرستش ارواح (آنیمیزم) كه به شكل قسم به روح و بخت فلان است در مناطق بختیاری رواج دارد . از جنبه های دیگر این روح پرستی گذاشتن غذا در ازمنه دور در قبر بوده كه حالا بصورت خیرات در روی قبر انجام می شود .

11-  روشن كردن شمع و چراغ تا چند روز اول دفن میت در مدفن او، با احترام آتش و نور در زمانهای دور و .همچنین روشن کردن شمع در بقاع متبرک و قبرستانها در حال حاضر .

12- پرستش بعضی از عوامل طبیعی ، [عقیده به فیتیش (fetishism) ]معتقد بودنِ به خاصیت مو ، پوست و دست و پای خشك شده گرگ ، خشك شده آلت تناسلی كفتار ماده ،مهره مار، خواندن اوراد خاص توسط ملاهای محلی جن گیر ، چله بری  برای زن تازه زائیده و استفاده از چند نخ رنگی با هفت گره مخصوص و خواندن و دمیدن اورادی بر آنها ،دخیل بستن  به بعضی از  درختان بخصوص درخت كنار (صدر ) به عنوان نظر كرده و بوسیدن بعضی از سنگهای مرجانی و سنگواره ای كه به اشكال مختلف در دست بعضی از سادات محلی است و...

13-  قربانی كردن ( میترا پس از زایش گاوی را قربانی می كند )در كتابهای ودا VEDA [كتاب مقدس هندوان ] قربانی كردن حیواناتی مثل گاو ، گوسفند، اسب ،و انجام مراسمی خاص به فراوانی به چشم می خورد .

........

این گونه مراسم بازمانده ادیانی هستند كه روزگاری دراز دین مشترك قوم هند و ایرانی بوده است بخصوص مهر پرستی که که زادگاهش ایران است.

      بر اساس گفته هرودوت كه در بالا به آن اشاره شد (پارسیان را رسمی نیست كه برای خدایان تندیسه بسازند .) هیچ كدام از این نمادها جنبه بت و صنم نداشته و پرستیده نمی شده بلكه وسیله ای بوده برای بیان مفهوم پروردگار و خالق كل كه در آثار مادی غیر از راه خط و نوشته وجود داشته است.

بقول بزرگی (؟)ای درویش ! این سخن تفصیل دارد. اگر به شرح نویسیم دراز می شود اما چون سر رشته بدست زیركان دادم باقی به فكر خود بیرون آرید.

ضمن پوزش از كمی و كاستی این نوشته كه خوددانید و من  بدان آگاهم ، بقول مولانای بزرگ :

گر خطا گفتیم اصلاحش تو كن     مصلحی تو ،ای تو سلطان سِخُن

كیمیا داری كه تبدیلش كنی         گرچه جوی خون بود نیلش كنی

این چنین مینا گری ها كار توست    این چنین اكسیر ها اسرار توست

در تهیه این مقال از كتب زیر یاری جسته ام :

1-خلاصه تاریخ هنر پرویز مرزبان  انتشارات علمی فرهنگی چاپ چهارم 1374

2- تاریخ جامع ادیان  بی جان ناس  ترجمه علی اصغر حكمت انتشارات علمی فرهنگی چاپ هشتم 1375

3- تاریخ مطالعات دینهای ایرانی  هاشم رضی  انتشارات بهجت چاپ دوم 1371

4- دانشنامه مزدیسنا  دكتر جهانگیر اوشیدری- نشر مركز چاپ چهارم 1386

5- این آتش نهفته فاطمه ملك زاده  نشر هزار چاپ اول 1386

6- لغت نامه علامه دهخدا انتشارات دانشگاه تهران

7- اوستا (دوره دو جلدی ) جلیل دوستخواه انتشارات مروارید  چاپ سیزدهم 1388

8- فرهنگ اوستا ( دوره پنج جلدی)  به یاری دكتر فریدون جنیدی  انتشارات بلخ 1369