پازن
اجداد بزهاي اهلي
نام ديگر كل و بز «پازن» است. هنگام پريدن و بالارفتن پازنها از صخرهها، با برخورد پاهايشان به هم و به صخرهها، صدا ايجاد ميشود. به همين سبب، به آنها پازَن ميگويند. كلها و بزها از اجداد بزهاي اهلي هستند و ميتوانند با آنها جفتگيري كنند. اما تفاوتهاي مشخصي مانند شاخهاي بلند و شمشيرمانند، آنها را از بزهاي اهلي جدا ميكند.
سلطان صخرهها!
كل و بز سلطان صخرهها هستند. تقريباً هيچ حيوان ديگري نميتواند مثل آنها روي صخرهها حركت كند و پايين نيفتد. بدن اين جانوران طوري شكل گرفته است كه به راحتي ميتوانند از صخرههاي صعبالعبور بالا بروند. پاهاي كوتاه، سنگين بودن قسمت جلويي بدن و ساختمان خاص سمها باعث ميشود پازنها در هنگام بالارفتن و پريدن روي صخرهها، بهخوبي تعادل خود را حفظ كنند و بهراحتي چهاردستوپا روي يك نقطه به اندازهي يك سكهي 10 توماني بايستند و نيفتند!
شاخ همهکاره!
شاخ در پازنهاي نر و ماده متفاوت است. نرها كه كَل ناميده ميشوند داراي شاخهاي بلندي هستند. اين شاخهاي گرهدار، بلند و زيباي كلها، كه مانند شمشير به طرف عقب بدن متمايل شده، به صورت نيمدايره است و سبب ميشود اگر زماني اين جانوران از صخره پرت شوند، روي آن غلت بزنند و جان خود را نجات دهند. مادهها نيز داراي شاخهايي بسيار ساده و كوتاه هستند. رشد شاخ در سالهاي اوليهي زندگي پازنها زياد است ولي با افزايش سن و معمولاً بعد از 7 سالگي رشد شاخ كم ميشود. همچنين شاخها در زمستان رشد نميكنند ولي گرهها بزرگ ميشوند. شاخها وسيلهي دفاعي كلها در هنگام جفتگيري هستند. در اين فصل، نرها براي بهدست آوردن مادهها با هم بهسختي جدال ميکنند. ضرباتي که اين حيوانات در هنگام جنگيدن با شاخهايشان به هم ميزنند، معمولاً در طول 3/1 نخستين از سطوح جلويي شاخها وارد ميشود.
تشخيص سن از روي شاخ
سن پازنهاي نر را ميتوان از روي شاخ آنها تشخيص داد. هر سالي كه از سن پازنها بگذرد، بر طول شاخ و قطر آن افزوده ميشود و بر اثر اين رشد، روي شاخها برجستگيهاي مشخصي باقي ميماند كه به آنها «گره» ميگويند. با شمردن اين گرهها، ميتوان سن پازنها را حدس زد. رشد شاخ در سالهاي اوليه زياد است؛ ولي معمولاً از 7 سالگي به بعد کم ميشود. رشد اين شاخها در زمستان تقريباً متوقف ميشود؛ ولي گرهها رشد ميکنند و بزرگ ميشوند.
پازن و شكارچيان
كلها و بزها با جثهي نسبتاً بزرگ، يكي از جانوران مورد علاقهي شكارچيان هستند؛ تا جايي كه تعداد آنها مانند بقيهي سمداران ايران، در حال کم شدن است. وابستگي پازنها به صخرهها و مشخص بودن محل زيست محدود آنها، باعث شده است شكارچيان بهراحتي آنها را پيدا و شكار كنند. هرچه پازنها در مناطق صخرهاي قادر به فرار و حركت سريع هستند، در مناطق صاف، بيدفاع ميشوند. .
رخي شكارچيان از اين خصوصيت استفاده ميكنند و با رَم دادن آنها به دشت، به شكار اين جانوران ميپردازند. يكي ديگر از خصوصيات پازنها، كه باعث از بين رفتن آنها ميشود، اين است كه هنگام فرار گاهي ميايستند و به پشت سر خود نگاه ميكنند. اين كار به شكارچيان فرصت خوبي ميدهد تا آنها را شكار كنند
مهاجرت سالانه
با آنکه پازنها در مناطق کوهستانی زندگی میکنند، مهاجرت سالانهي منظمي دارند و در فصلهاي متفاوت میتوان آنها را در ارتفاعات گوناگوني ديد. با فرارسيدن زمستان، گلهها به طرف دامنههاي پايين كوه ميروند كه برف ندارد و در آنجا از بوتهها تغذيه ميكنند. با گرم شدن هوا، به سمت ارتفاعات حركت و از گياهان سبز و تازه تغذيه ميكنند.
ساعت کاری پازنها
کل و بز روزگرد هستند، ولي گاهي شبها نيز به چرا ميپردازند. روزگرد بودن بدين معنی است که بيشترين فعاليت آنان در ساعات اوليهي صبح، قبل و بعد از طلوع صورت میگيرد. اواسط روز بيشتر ميتوان آنها را به صورت نيمه خواب و درحال استراحت ديد و پس از غروب آفتاب مجدداً شروع به تغذيه میکنند. ظاهراً با کاهش دما و بارش برف اين روند تغيير کرده و کل و بز در اواسط روز (ظهرها) غذا ميخورند و بقيه روز را به استراحت ميپردازند.
وقت غذاست ...
کل و بزها از علوفه، بوتهها و برگ درختان تغذيه ميکنند. علاوه بر گياهان علفي و بوتهاي کل و بزها از شاخ و برگ درختان و درختچههايي نظير ارس و بادام کوهي نيز استفاده ميکنند. علاوه بر آنکه بزها نسبت به کلها مواد مغذيتري را ميخورند، زمان بيشتری را نيز در حال چرا و خوردن غذا هستند. چون آنان احتياج به انرژي زيادی در طول فصل زايمان و شيردهي دارند. از آنجا كه جرم بدن نرها بيشتر است، نرها بايد بتوانند با جذب بيشتر مواد مغذي، كمتر خوردن را جبران كنند.
نقش پازن در طبيعت
كلها و بزها طعمههاي بسيار مناسبي براي گوشتخواران بهشمار ميروند و اگر جمعيت آنها كم شود، نسل گوشتخواران منقرض خواهد شد.
با سلام