انواع نزاع های محلی عشایر بختیاری

1- جنگ برد(سنگ)
این نوع جنگ از دوران کهن تا کنون یکی از سهل الوصولترین اسلحه طبیعی که همان قلوه سنگ است در بین طرفین نزاع در میگیرد و گره  دسته ای پیروز است که از جوانان و مردانی قوی تشکیل شده باشند و در این نوع از جنگ که بیشتر بین دو طایفه در میگیرد آن طایفه ای پیروز است که از منوقعیت جغرافیایی بهتر - قلوه سنگ بیشتر در دسترس جنگجویان باشد و طرف ها سعی میکنند با سنگ اندازی زیاد که همراه است با رجزخوانی  - ناسزا گویی و گاله زدن ( مردان جهت تهیج با قرار دادن دست بر روی دهان و لبان خود با فریاد طنین خاصی به وجود می آید ) زنان هم با کل زدن مردان را روحیه می دهند و طرفین سعی میکنند با فاصله 30 الی 50 متری سنگ پرانی کنند و طرفین را مجروح کنند و بعضا افرادی هم با اصابت سنگ به نقاط حساس در این نوع نزاع ها کشته می شوند و گروهی پیروز است که طرف مقابل تاب تحمل جنگ کردن را از دست دهد و متواری شود و افرادی که مجروح شدند و یا کشته شدند بعضا توسط ریش سفیدان و بزرگان در معرکه امان میگیرند و با پا در میانی طوایف دیگر مشکل مورد نزاع آنان حل و فصل و قرارداد ختم خصومت امضا میشود که بیشتر این نوع نظامها اختلاف ملکی ، آب ، چراگاه دام و ... می باشد .
                          لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید ...............
ادامه نوشته

حکایت سرزمین من

چه حکایتی است این سرزمین، که هزاردستان هر شاخ گلش را فسانه ای است

هفتاد من، و مثنوی لحظه به لحضۀ حضور به کمالش را رونق هزار داستان.

به هر دریش که دق الباب می کنی، هزار خفته به حلاوت می پرند بر لب ایوان، تا ندهند انفعالت، که این جا ستر عفاف ملکوت است و  حریم ایزدان.

هر ذره از خاک این سرزمین امانت دار، پرده ای است در دایرۀ پرگار، و در پس هر پرده ای که پس می زنی، قامتی است، اگر هم خمیده، استوار.

این جا سرزمین همیشه آبستنِ آبستنانِ شگفتی آفرین است و سرزمین کیومرثان و تهمورثان. سرزمین مهر و مهراب ها و سرزمین قامتان رفیع گلدسته ها.

چه حکایتی است این سرزمین، که به هر کجایش که گوش می سپاری، صدای شیهۀ اسب است و تیشۀ فرهاد، و بانگ اناالحق منصورانِ هزاردارستان.

صدای بازار دشنه سازانت درگوش، دل نمی کنی از این دل نکندنی سرزمین پرجنب و جوش.

 بس است که باد شرطه را فرخوانی و قدم بر نگین انگشتری جهان نهی، تا ببینی دیدار آشنا را.

اشکفت هر کوه و البرزی یادی از پدر دارد و معبدی در دل نهفته و یا بر پیشانی نشسته.

این جا گهوارۀ تاریخ است و گردونه و برگستوان، در دامن دماوند و آن یکی سبلان.

نخستین جرس در این جا و همین سرزمینِ جادو فریاد برداشته است و طنین افکنده است و آرام جانان برده است. و شاعرک چوپان در همین جا، در پناه سنگی کهن سروده است:

آفتاب رفت و زردش ماند.

ایل رفت و گردش ماند.

تو رفتی و دردش ماند.

و بعد بزها و گوسفندها و سگ ها و دلش را برداشته است و به سیاه چادر برگشته است، تا هرچه زودتر بخوابد و خواب ببیند. خواب چشمه و چشم ها را و خواب کاسۀ آب را. و خواب کوزه ای که افتاد و شکست... و دوباره خواب بز و گوسفند و سگ ها را.

این جا سرزمین تختان جمشید است و تخت سلیمان و دریاچۀ بختگان.

و سرزمین شیراوژنان و بیژنان و منیژکان.

زرتشت همین سرزمین است که به نبرد خدایان در آسمان پایان داد و اندیشۀ یکتاپرستی را جای انداخت. و کردار نیک و پندار نیک و گفتار نیک را.

      لطفا ادمه مطلب را مشاهده کنید..........

ادامه نوشته

آبشار «دره‌ عشق» /عکس/ آبشاری کم نظیر

«فرجام سمیعی» در گفت‌وگو با ایسنا- بیان این‌که خروج آب از دل کوه و ارتفاع بیش از 100 متر آبشار «دره‌ی عشق» از مهم‌ترین شاخصه‌ها و شگفتی‌های این آبشار در سطح کشور است، افزود: آبشار «دره عشق» در فاصله 110 کیلومتری شهرکرد در منطقه‌ی مشایخ شهرستان کیار در نزدیکی روستای دره عشق واقع است.

وی ادامه داد: در کنار این جاذبه‌ی طبیعی بسیار زیبا، رود کارون جریان دارد و در اطراف آبشار، انارستان‌ها و شالیزارهای برنج روستای دره عشق و دورک شاهپوری فضای شگفت‌انگیزی را به وجود آورده و فصول بهار و تابستان وقت مناسبی برای بازدیدکنندگان است.

http://media.isna.ir/content/2-1111.jpg/6

لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید............

ادامه نوشته

فرهنگ نامهاي كهن ايران زمين

برگزیده ای از نام های اصیل ایرانی ( اوستايي , پهلوی ) شامل نامهای کردی , پارسی , آذری , بلوچی , بختیاری و . . .

                               لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید.........

ادامه نوشته

برگی از متن وصیت نامه کورش بزرگ

فرزندان من، دوستان من! من اكنون به پايان زندگي نزديك گشته ام. من آن را با نشانه هاي آشكار دريافته ام.
وقتي درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمایانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكي، جواني و پيري به اختيار بوده ام. هميشه نيروي من افزون گشته است، آنچنانكه هم امروز نيز احساس نميكنم كه از هنگام جواني ناتوانترم.
من دوستان را به خاطر نيكوييهاي خود خوشبخت و دشمنانم را فرمانبردار خويش ديده ام.

زادگاه من بخش كوچكي از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز ميگذارم. در اين هنگام كه به سرای ديگر ميگذرم، شما و ميهنم را خوشبخت ميبينم و از اين رو میخواهم كه آيندگان مرا مردي خوشبخت بدانند.
بايد آشكارا جانشین خود را اعلام كنم تا پس از من پريشاني و نابساماني روي ندهد.
من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست ميدارم ولي فرزند بزرگترم كه آزموده تر است كشور را سامان خواهد داد.
فرزندانم! من شما را از كودكي چنان پرورده ام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوانتران از شما آزرم بدارند.
تو كمبوجيه، مپندار كه عصاي زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان یکرنگ براي پادشاه عصاي مطمئنتري هستند.
هر كس بايد براي خويشتن دوستان يكدل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاري به دست نتوان آورد.
به نام خدا و نیاکان درگذشته ي ما، اي فرزندان اگر ميخواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.
پيكر بيجان مرا هنگامي كه ديگر در اين گیتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد. چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اينهمه چيزهاي نغز و زيبا ميپرورد آميخته گردد.
من همواره مردم را دوست داشته ام و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكي كه به مردمان نعمت ميبخشد آميخته گردم.

هم اكنون درمی یابم که جان از پيكرم ميگسلد ... اگر از ميان شما كسي ميخواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامي كه روي خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه پيكرم را كسي نبيند، حتي شما فرزندانم.
از همه پارسيان و همپیمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدي رنج نخواهم برد شادباش گويند.
به واپسین پند من گوش فرا داريد. اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكي كنيد.
خداحافظ پسران گرامی و دوستان من، خدانگهدار.

سرود جاودانه ای ایران ای مرز پرگهر

ای ایران ای مرز پر گهر.
ای خاكت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان.
پاینده مانی و جاودان
ای دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم .
جان من فدای خاك پاك میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام.
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما.
پاینده باد خاك ایران ما
سنگ كوهت دُر و گوهر است.
خاك دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كی برون كنم.
برگو بی مهر تو چون كنم
تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست.
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام.
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما.
پاینده باد خاك ايران ما
ایران ای خرم بهشت من.
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیكرم.
جز مهرت بر دل نپرورم
از … آب و خاك و مهر تو سرشته شد دلم.
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون ، شد پیشه ام.
دور از تو نیست ، انديشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما.
پاینده باد خاك ایران ما

شعري بنام دلبريه از روانشاد داراب افسر بختياري

تقديم به دوستان همراه دوار و همه همتباران عزيز

 شعري بنام دلبريه از روانشاد داراب افسر بختياري


 مواسير تونم اي ماه بكن ورمو نظر

 موفقير تونم اي شاه به حالم بنير

 مو دلم خواست كه روزينه سر آروم با تو

 مو دلم خواست شوينه بكنم با تو سحر

 شاه خوبان تو بي يو تا به ركاب تو بيا

 عشوه و نازو كرشمه همه با فتح و ظفر

 راستي ار تو بيائي چقدر شاد ابووم

 اي خدا چندي خووه زندگي با دلبر

 منه گلزار بي يو عاشق و معشوق ببين

 جلوه گل بني ير حسرت بلبل بني ير

 گل بچينيم و بخنديم و بگرديم به باغ

 تو بكن ناز كه نازت اكشه نيلوفر

 گل زرد مو اچينم كه به رنگ رخمه

 گل سهر تو بچين و بزنس مر منه سر

 گل حسرت زمونه چونكه مو حسرت به دلم

 گل سوري ز تنه چونكه هدي زس بهتر

 شو مهتاب من باغ مو و تو يكجا

 چهچه بلبل و مستي شراب خلر

 دست مو گردن تو دست تو گردن خم

 روح در حالت پرواز و تنم زير و زبر

 ينه گن زندگي خو ينه گن وقت عزيز

 ينه گن لذت عمر و ينه گن حظ بشر

 كافرم ار ببرم هيچ مو اسمي زبهشت

 ناكسم ار بكنم ياد زحوض كوثر

 اسو بايد بگم اي چرخ فلك چرخ مزن

 اسو بايد بگم اي وقت زئي ما مگذر

 گله مندم زتو اي دوست تو هم خت دوني

 اخرس رحم نكردي تو به حال افسر

زنان شاهنامه و زنان نامدار ایران زمین

زنان شاهنامه 

           و

زنان نامدار ایران زمین


ماندانا

 ماندانا دختر آژی دهاک


ماندان یا ماندانا در لغت به معنی شاه بوی عنبر سیاه، دختر آژی دهاک آخرین پادشاه ماد که همسر کمبوجیه پدر کوروش شد و از این وصلت کوروش متولد گردید. او در تربیت و نیز انتقال قدرت به کوروش سهم بسیار موثری داشت. ماندانا اولین مدرسه ی جمعی که در آن برگزیدگانی از پسران بودند بنیان می نهد که خود شخصا به دانش آموزان این مدرسه درس حقوق و قانون را می‌آموخت و به کوروش می‌آموخت که باید پایه و اساس ظلم و بیدادی را ویران نماید و در هر حال یار و همیار زیردستان باشد. در این مدرسه فنون سوارکاری و تیراندازی و نبرد نیز آموزش داده می‌شد.

شیــــرین

 شیرین همسر خسرو پرویز

شاهزاده ی ارمنی و برادر زاده و جانشین «مهین بانو »فرمانروای ارمنستان و زنی خردمند که همسر وفادار خسرو پرویز بود. در آن زمان ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران بود و شاه ارمنستان زیر نظر شاهنشاه ایران بود. خسرو پرویز و شیرین حماسه‌ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند. شیرین از خسرو چهار فرزند به نام‌های نستور، شهریار، فرود و مردانشه به دنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند.
داستان عشق او و خسرو پرویز و دلدادگی او و فرهاد در ادبیات ایران مشهور است. پس از این که خسرو پرویز به دست افسری جوان به نام مهرهرمز (که پدرش مرزبان نیم روز "بابل و عراق" بوده و دو سال پیش از این واقعه، به دست خسرو پرویز مجازات شده بود) کشته می‌شود، به پسرش شیرویه گفت که من به عنوان ملکه ی ایران باید بهترین مراسم سوگواری را برای پدرت خسرو پرویز به جا آورم و در حالی که زیباترین لباس و آرایش را داشت با متانت به همراه موبدان و بزرگان به تشیع جنازه خسرو پرویز پرداخت. پس از انجام مراسم از حاضران خواست که او را برای آخرین وداع با جنازه همسرش تنها بگذارند در آن هنگام با خنجری در کنار جسد همسرش، خود را کشت.

دوغدویـــه

دغدو یـــه مادر زرتشت

                          (    لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید............)

ادامه نوشته

یخچال های گرما زده در سرزمین بختیاری

چهارمحال وبختیاری از دو بخش چهارمحال شامل آن محال لار ، كیار،میزدج و گندمان بوده و بخش بختیاری آن تا استانهای خوزستان،لرستان و كهگیلویه و بویراحمد امتداد دارد و ناحیه بختیاری قلمرو تابستانه ایل بختیاری بوده است و از دوره هخامنشیان و مادها، بقایا و سفالینه هایی به دست آمده كه مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است. .... زمانی قلل' عسل كشان ' در ارتفاعات آسمانی زردكوه بختیاری با یخچال های دائمی بر خنكای هوای دشت چما می افزود و باد خنك از جانب كوه ، وزیدن داشت اما كم بارشی به دشت بر یخچال های دائمی تاثیر گذاشته است. منطقه یخچالی چما یا 'چی ما ' كه نام آن برگرفته از گویش رایج بختیاری عشایر منطقه است،زمانی یكی از سردترین نقاط ایران در دل تابستان بوده است كه شاید آن هم دچار گرمازدگی شود.

           لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید ...............

ادامه نوشته

کریم خان زند لر غریب در میان قوم لر

هر وقت از خیابان و پل کریم خان زند در حد فاصل میدان هفت تیر و ولیعصر تهران عبور میکنم و با یاد کریم خان زند، غروری نهفته وترسی شفاف! و شادی وصف ناپذیری مرا در برمیگیرد و احساس غرور وسربلندی میکنم که بزرگمردی مثل کریم خان داشتیم که برابهت و عظمت ویکپارچگی ایران افزوده بود. حالا چه شده که سالهای سال دیگر کسی مثل کریم خان نداشتیم و تمامی قوم لر در حسرت یک رهبر بی بدیل میسوزند. ودیگر اینکه ما لرها کریم خان را خیلی دوست نداریم !! چرا که در شهرهای استان لرستان و دیگر شهرهای لرنشین یک خیابان پدر مادر دار و یا ورزشگاه و یا بیمارستان و یا یک دانشگاه بنام این بزرگمرد ملی نداریم !! چه شده که ما اینقدر بی تفاوت وفراموشکار نسبت به بزرگان واندیشمندان و عالمانمان شده ایم؟؟!! چرا یک خیابان و یا چهارراه در مرکز شهرهای استان بنام کریم خان نیست ؟؟!! ایا واقعا حق کریم خان و اتابکان لر این است ؟؟ بهتر است در این مورد کمی بیاندیشیدیم .............

منبع:وبلاگ ایستگاه راه آهن

بختیاری،سرزمین رودخانه های تمدن ساز

نظریه شكل گیری تمدن های باستانی در كنار رودخانه ها و حوضه های آبی از دیر باز مورد تائید باستان شناسان و مورخان تاریخ بوده است.به گواه تاریخ، بزرگترین تمدن های بشری در كناره های رودخانه ها و آبرفت ها تشكیل شده و در ایران باستان نیز تمدن ایرانی در كناره رودهای بزرگی چون كارون و زاینده رود شكل گرفته است. ..


            لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید..........
ادامه نوشته

سرنوشت بَردِگُوري‌ها سرزمین بختیاری در پناه ثبت ملي يا آناهيتا

معصومه شهباز:بيشتر از ۵۰ بردگوري در چهارمحال و بختياري وجود دارد كه از اين تعداد، ۳۸ بَردِگُوري به ثبت ملي رسيده تا با حمايت قانون با پشتوانه حفاظت از ميراث ملي از گزند تيشه نابخردان در امان باشند. عامه معتقدند در نزديكي بَردِگُوري‌ها دفينه‌هايي وجود دارد كه روح بردگوري از آنها مواظبت مي‌كند و نگاه پيكره‌هاي حجاري شده در كنار برخي از بَردِگُوري‌ها اشاره به محل دفن گنج دارد. البته بردگوري‌ها در چهارمحال و بختياري، حجاري تزييني با نمادهاي آناهيتا يا پيكره‌ها ندارند اما در باغ ملك خوزستان، بَردِگُوري «رودنو» جز معدود گوردخمه‌ها در منطقه بختياري است كه داراي نقش‌برجسته‌اي از پيكره انسان بوده است.


                لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید.........
ادامه نوشته

بختیاری قلب سرزمین های لرنشین است

محمدحسین امیربختیار:مدت زیادی نمی گذرد از آن زمان که یك روزنامه ی دولتی مردم بختیاری را آمیخته ای از نژاد های مغول و عرب معرفی كرد. اکنون هم سایت «نقشه‌های جهان»، نصف جغرافیای سکونت بختیاری‌ها را به عربها واگذار کرده یا بهتر بگوییم بخشیده است. بیان چنین مطالبی اولین بار نیست و آخرین بار هم نخواهد بود. .. حالا من لر بختیاری با شنیدن این حرف، چه تصوری از خود دارم؟....ما از لر بختیاری بودن خود، راضی هستیم و آن ها از همین خشمگین. می دانید چرا؟ شنیده اید كه می گویند آذربایجان قلب ایران است. خوب، بختیاری قلب سرزمین های لرنشین است. دوست ندارند كه خون در این پیكر جاری باشد.

مناطق لر نشین

قوم لُر یکی از اقوام اصیل ایرانی است که علاوه بر ایران در عراق(استانهای اربیل،
سلیمانیه،دیاله،واسط و میسان)،ترکیه،سوریه و عمان هم زندگی می کنند.در ایران محل سکونت لرها به استان لرستان محدود نمی شود آنها در 16استان سکونت دارند.استانهای لرستان وکهکیلویه و بویر احمد کاملآ لُر نشین هستند،در استانهای ایلام و چهار محال و بختیاری اکثریت بالرها است و علاوه براین چهار استان مردمان لُر زبان در استانهای خوزستان(شمال،نواحی مرکزی و شرق استان)،همدان(ملایر،تویسرکان،نهاوند)،فارس(ممسنی،رستم ،سپیدان، کازرون،فراشبند،گله دار مهر،مرودشت و شیراز) ،بوشهر(دیلم ،گناوه ودشتستان )، اصفهان(فریدونشهر،نجف آباد،اصفهان و گلپایگان)،کرمانشاه(هرسین،صحنه و کنگاور)، گیلان(لوشان)، مرکزی(شازند و خمین)،قزوین،خراسان،کرمان و تهران(ورامین) زندگی می کنند.بر اساس سرشماری سال1385می توان جمعیت لرزبانان را بین 8 تا 9 درصد جمعیت ایران تخمین زد.گویشوران لر به گویشهای لکی،فئیلی،ثلاثی،بختیاری،ممسنی،
کهکیلویه و بویر احمدی سخن می گویند.علاوه بر پیوند فرهنگی و تاریخی، بین مردمان لر پیوند عاطفی عمیقی وجود دارد و در همه حال به لر بودن و ایرانی بودن خود افتخار می کنند.

ریشه شناسی هفت و چهار

 بسمه تعالی

ریشه شناسی و تطبیقی 47 (چهار و هفت) واژه از کتاب "آرنگ ویر" با زبانهای ایرانی باستان و گویش های رایج در ایران 

با سپاس و تقدیر فروان از همه کسانی که به نحوی در تلاشند تا آِئین؛ فرهنگ و زبان کهن  بختیاری  حفظ ؛زنده و به نسلهای آینده منتقل شود چون این فرهنگ امانتی است که به ما رسیده و نیزما  باید از آن نگهداری و آن را برای آینده گان به امانت بگذاریم.با سپاس بی کران از جناب آقای آرمان راکیان  بختیاری  برای  تالیف کتاب "آرنگ ویر" وظیفه خود دانستم تعداد 47 (چهار و هفت ) واژه از واژه گان  این کتاب را با زبانهای  ایرانی باستان و گویش های رایج در ایران امروز ریشه شناسی و تطیبقی واژه  انجام دهم. در این ریشه شناسی و تطبیقی واژه ها ابتدا واژه به زبان لری (گویش بختیاری)  به زبان فونتیک نوشته شده و برابر فارسی  آن  آمده است. با توجه به نزدیکی گویش بختیاری با زبان پهلوی(فارسی میانه) ابتدا برابر آن در زبان پهلوی سپس به ترتیب زبان اوستا, فارسی باستان , فارسی ترفانی و گویش های ایرانی دیگر  آورده شده است. امید است که این کار  مورد  رضایت خواننده گان و عاشقان فرهنگ بختیاری قرار گیرد.                                                                            

                                                                              با سپاس بی کران...........

                            لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید...........

ادامه نوشته

حکایتی از شیخ بهایی

حکایتی از شیخ بهایی

پیرزنی در خواب خدا را دید و به او گفت: خدایا من خیلی تنها هستم، آیا مهمان خانه من می‌شوی؟ خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش خواهد رفت.

پیرزن از خواب بیدار شد و با عجله سرگرم نظافت و جارو کردن خانه شد. رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی را‌ که بلد بود پخت. سپس نشست و منتظر ماند. چند دقبقه بعد در خانه به صدا در آمد. پیرزن با عجله به طرف در رفت و آن را باز کرد. پیرمرد فقیری بود، پیرمرد از او خواست تا به او غذا بدهد. پیرزن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را بست.

نیم ساعت بعد  در خانه به صدا در آمد. پیرزن دوباره در را باز کرد، این بارکودکی که از سرما می‌لرزید از او خواست تا از سرما پناهش دهد. پیرزن با ناراحتی در را بست وغرغر کنان به خانه برگشت. نزدیک غروب بار دیگر در خانه به صدا در آمد. این بار نیز پیرزن فقیری پشت در بود. زن از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه‌اش غذا بخرد. پیر زن که خیلی عصبانی شده بود با داد و فریاد پیر زن را  دور کرد.

شب شد ولی خدا نیامد. پیرزن نا امید شد و رفت که بخوابد و در خواب بار دیگر خدا را دید پیرزن با ناراحتی گفت: خدایا مگر تو قول نداده بودی که امروز به دیدنم خواهی آمد.

خدا جواب داد : بله من سه بار آمدم و تو هر سه بار در را به رویم بستی .

                همه شب نماز خواندن، همه روز روزه گرفتن               همه سال از پی حج سفر حجاز کردن

                شب جمعه‌ها نخفتن، به خدای راز گفتن                 ز وجود بی نیازش     طلب     نیاز کردن

                به مساجد و معابد همه اعتکاف کردن                    ز ملاهی و مناهی همه    احتراز   کردن

                به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد              که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن

               به خدا قسم که کس را ثمر آن‌قدر نبخشد               که به روی نا امیدی در بسته  باز   کردن

معرفی آثار باستانی و مکانهای گردشگری دهستان ایوه

دهستان یا دهکده ایوه (ایوج):یکی از بخشهای ششگانه شهرستان ایذه بوده که قدمت تاریخی آن به دوران ایلامیان وهخامنشیان وساسانیان وبعد از آنها به دوره اتابکان لر میرسد که تاریخی بودن این منطقه باستانی را جهانگردان خارجی مثل ژان پیردیگار فرانسوی تایید نموده اند و مستندات موجود میباشد واین منطقه باداشتن موقعیت خوب جغرافیایی وآثار باستانی مهم وسابقه تاریخی عظیمی که داشته متاسفانه با آبگیری سد کارون ۱ بکلی به زیر دریاچه محو گردیدو هیچگونه آثاری از مکانهایی که به شرح آنان میپردازیم وجود ندارد. وبعلت سهل انگاری مسئولان وقت هیچ فیلمی یا آثاربرداری از این منطقه نشده واگر هم باشد درسازمان آب خوزستان میباشد. این محل بعلت شرایط خوب آب وهوایی محل گرمسیرات تیره اولاد ازطایفه مالملی بوده آثار تاریخی ومحلهای گردشگری که خود دیده وتوسط بزرگان بازگو وبه تحریر آورده شده شرحی است برتاریخی بودن دهکده ایوه. ..........

                 لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید............

ادامه نوشته

کوگ کوهسارم ، بخون

کوگ کوهسار دلم ! دی نی درونگی 

درد دل وا کی کنم بی هُمدُرنگی ...


نه صدای قهقهت ایا نه هوفش بال

 نه صدات ز کـــوه ایا نه بینمت مال


تو بخــون به نم دل که مال بــــــباره

وقتی که صدات ایا ایگوی بهــــــاره ...



خوبی خووه

هو چِنه که سنگ سخته اکنه أو

                     ار یه روز بوفتی همه سیت اِکُـنن تَـو

هو چنه آدمینه اِکنه چی گــــــل   

                  زِِنجـــــــــیر دشمنِــــــــیانه اِکُنه شُل

هو چنه که خرجی سی هیچکی نداره

                     هر چه بگوی کم گدی فایده داره

هو چنه که اِیبَِرت بالا چی اَفتَو

                   دِلِـــــــــته روز ایکنه ، نصف دل شَــو

مردی و وجدان اِدِه به آدمیـــزاد

                    اَر همه داشتس بوون دنیا اِبُو شــاد

نه مُردِت دَو اِخوره نه بد بت ایگون

                    نه نفرین به دینته نه لیش اِدی جُون

ز ثوابس سیت بوگوم که بی شماره

                    روز محشر زِِِ صاحابِِس نــــــــور اِبــاره

نه اخو پیل جاس بدی نه داره زحمت

                      یه کـــــــــــــــلام جوابـــــــــــــسه :

                       [ مهــــــــــــــــر و محــــــــبت ]


                  


هیاری، نمادی از نجابت بختیاری

هـَـــــــــیاری

============

یکی از آداب و رسوم پسندیده بختیاری " هیاری " است . هیاری مخفف کلمه همیاری است .

از قدیم در بختیاری رسم بر این بود که وقتی کشاورزان از درو فارغ میشدند بصورت دستجمعی به کمک افرادی می شتافتند که که محصول آنها درو نشده است . یعنی بسیج عمومی برای درو کردن محصول کسانی که به هر علت نتوانستند غله خود را بچینند .

وقتی که درو تمام میشد ، از آنها بخوبی پذیرایی میشد و مورد محبت و تکریم قرار میگرفتند . و هنگامی که همه مردان درو را به پایان میرساندند خود را به قافله شان میرساندند که قبلا به سمت ییلاق کوچ کرده بود .

البته هیاری مخصوص عشایر نبود ، بلکه هر کس محصولش سر پا میماند حتی اگر روستایی ساکن هم بود ، به هیاریش می آمدند .

........................................................................

خدا کند در زندگی ماشینی امروز هیاری فراموش نشود .

خداکند هیاری را نه فقط در درو کردن بلکه در هر جایی که دیگران به کمک ما نیازمند هستند از هیاری دریغ نکنیم .